الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني
99
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )
أبواب علوم ديده نشده كه خالى از مناقشه باشد ، ودرست وبي عيب بسر منزل برسد ، خلاصه سخن وروح مسألة ولب مطلب ، اينست كه دليل عقلي بر عدم شعور كليه أشياء وعدم ادراك كليات در حيوانات قائم نشده است بلكه دليل وحس بر خلاف أو است ، چنانچه اشاره اجمالية به أو شد وآيات قرآني وشواهد اخبار بر اين معنى بسيار است مثل كريمه " وان من شئ الايسبح بحمده ولكن لا تفقهون تسبيحهم " [ 44 الاسراء 17 ] وبنابر قرائت تفقهون به صيغه خطاب دلالت أو أوضح است ، ورجوع ضمير ذوى العقول در اين مقام مؤيد اين معنى است ، چه حكم بر اين حيثيت شده واخبار عرض ايمان وعرض ولايت واخبار مفاخره كربلا وكعبه ، واخبار ذكر حيوانات واخبار ايمان بعضي وتكلم يا تألم ايشان بوقايع دينيه مثل تسليم غزال وضب وشهادت شير وتألم ناقة وفرس واخبار شهادت أمكنه براي عمل خير وشر واخبار فضل مسجد ومسرت وحزن أو به عبادت ومعصيت واخبار تأثر جمادات در وقايع فوق حد تواتر است ، ومقام مقتضى بسط وتعداد آنها نيست - در اثبات عموم مدعى كافى است ، واز اين جهت جماعتى قائل شده اند كه معجزه پيغمبر ( ص ) در تسبيح حصا در اين بود كه اسماع صوت أو كرد نه در احداث صوت أو ، وهيچ جهتي براي صرف اين ظواهر وتأويل اينها نيست ، وحجتي در رفع يد از اينها به نظر نيامده جز استيعاد وعدم انس به اين معنى بلكه استيناس بفتح باب تأويل وتصرف در ظواهر منافيه با عقول جزئية قبل از تأمل ، ونعم ما قيل : فاش تسبيح جمادات آيدت * وسوسه تأويلها بر بايدت